Saturday, December 13, 2008

تشویش

پول واریز شد، دری را از دور به رویمان گشودند، پشت در گل بود و بلبل، حالا باید ماه ها بدوم تا به در برسم، و احساسی به من می گوید آنجا چیزی به جز سراب نیست.