Tuesday, December 16, 2008

فرندفید شش ماه پیش

این روزها فرندفید شش ماه پیش تبدیل به نوستالوژی بخشی از وبلاگستان شده است. عده ای عقیده دارند کاربران جدید فرندفید، فضای آن را غیرقابل تحمل کرده و فلسفه ی وجودی آن را زیر سوال برده اند. من یکی از همان کاربران جدیدم. از همان هایی که شش ماه پیش نبود و حالا هست و قطعا یکی از همان هایی که عده ای از حضورش ناخورسندند. اما اجازه بدهید من نیز به عنوان یک کاربر جدید از شما کاربران قدیمی سوالی بپرسم. شمایی که ما را دوست نداشتید، شمایی که ما را می شناختید، چرا به فرفر دعوتمان کردید؟ خود من شخصا در توییتر بسیار راحت و آزاد و باعلاقه مشغول نوشتن 140کلمه ای های عزیزم بودم. همان 140 کلمه ای هایی که بخشی از فرفریان قدیمی هم از خوانندگانشان بودند – البته به درستی نمی دانم آن ها را می خواندند یا نه اما حداقل جزء فالوورهایش بودند و هستند- خب، قطعا از روی آن نوشته ها می شد به علایق و سلایق من پی برد. اگر عقیده دارید هدف از ایجاد فرفرستان تولید مکانی برای بحث تخصصی در زمینه های مختلف بوده است، پس چرا فردی چون من که خود می دانستید در هیچ زمینه ای متخصص نیست را بارها و بارها به آنجا دعوت کردید؟ لطفا همه ی گناه بد شدن فرفرستان را به گردن ما تازه واردها نیندازید. خود شما هم تا حدی مقصرید که پای ما آدم های معمولی را به آن محیط سنگین و پربار باز کردید. و اما سوال دیگر اینکه چرا فرندفید خود را بهینه نمی کنید؟ خوشبختانه این محیط امکان بلاک و هاید را برای همه ی ساکنانش فراهم کرده است. لطفا در بلاک کردن آنکس که نمی پسندید تردید نکنید، عذاب وجدان هم لازم نیست، بلاک کردن حق شماست.

همیشه عقیده داشته ام تعریفی که سازنده ی یک اثر از کاربرد آن دارد نمی تواند، تنها کاربرد آن اثر باشد؛ درست مانند شعری که می تواند به جز معنای مورد نظر شاعر، معانی دیگری را نیز به طور ناخواسته اما به صورت بدیع و جالب در ذهن خواننده ایجاد کند که حتی از نظر خود شاعر هم دور مانده است. به نظر من استفاده های گوناگون از یک ابزار خاص تا جایی که به دیگران آسیبی نرساند، نه تنها بی اشکال بلکه سرشار از خلاقیت است. همین محدود شدن در تعاریف و چارچوب های بی دلیل است که کم کم انسان ها را تبدیل به ماشین های برنامه ریزی شده ای می کند که حاضر نیستند فراتر از مسیری که از قبل برایشان تعریف شده است، گام بردارند. اجازه بدهید فرندفید را به جایی فقط برای خود و همفکران و دوستانمان تبدیل نکنیم. خوشبختانه فضای مجازی تنها جایی است که در آن حقیقتا حضور هیچکس جای فرد دیگری را تنگ نخواهد کرد.

و نکته ی آخر اینکه وقتی در فضای حقیقی امکان دوست داشتن و دوست داشته شدن وجود نداشته باشد شک نداشته باشید که اگر در فضای مجازی چنین امکانی دست دهد هیچکس از آن روی گردان نخواهد شد. که این دو، جزء نخستین نیازهای روانی بشرند که انکار و کتمانشان چیزی جز سرخوردگی های روحی و افسردگی برای محرومین از این مواهب را به دنبال نخواهد داشت.

:D پ.ن: تقدیم به همه ی فرفریان عزیز همراه با لایک فراوان و هزارتا سمایلی هاگ و کیس

0 comments: