زاده ی یک نیمه شب گرم تابستانیم؛ در روزگاری که آتش جنگ و نفرتش، سوزان تر و فروزان تر از شعله های عشق و دوستیش بود. رویای کودکیم شاعر شدن است اما سر از کارشناسی فیزیک در آوردم. در حال حاضر یکی از همان عددهایی هستم که آمار بیکاران دنیا را می افزاید. عاشق زندگی مسالمت آمیز در کنار تمام مردم دنیام و از به اشتراک گذاشتن تجربیاتم با بقیه ی آدم ها لذت میبرم. دهکده ی جهانی را می ستایم و باور دارم شادی فراگیر و ابدی انسانی در ایمان به آزادی و عشق نهفته است. اگرچه گریزی از بزرگ شدن نیست اما حفظ کودکانگی روحم را دوست دارم و در یک کلام آرزومند یافتن تمامی یافت می نشدنی هایم.
1 comments:
دل پر است از او
و خالیست جای او
Post a Comment